به گزارش سلامت نیوز در مصوبه اخیر دولت برای مدیریت خشکسالی، منابع مالی و اعتبارات برای انجام پروژه هایی تصویب شده است که خود، عامل بحرانی شدن وضعیت آب بوده اند. پروژه هایی که اغلب آنها یا حفر چاه هستند یا انتقال آب از حوزه های آبخیز دیگر استان ها و یا پروژه های آب شیرین کن که عوارض نامطلوبی را بر روی مناطق خواهند گذاشت.
براساس داده های ارائه شده از سوی “کارگروه ملی سازگاری با کم آبی” ایران تا سال ۲۰۴۰ میلادی در رتبه ۱۳ تنش آبی جهان قرار خواهد گرفت؛ این در شرایطی است که اکنون یک سوم ذخایر تجدیدناپذیر در کشور مصرف شده و با مصرف حجم باقی مانده، فلات مرکزی ایران که شامل 11 استان از جمله تهران است غیرقابل سکونت شده و باید تخلیه شود. آمارها می گویند سرانه آب تجدیدپذیر در فلات مرکزی ایران از زیر یکهزار به 600 رسیده است که می توان آنرا مصادف با نزدیک شدن به مرز “فلاکت آبی” تعبیر کرد.
شگفت انگیز اینکه در این مصوبه آمده است که حدود 90 هزار میلیارد ریال پول و سایر منابع برای حل مشکل تنش آبی در اختیار وزارت نیرو قرار بگیرد.
این شگفتی و حیرت، با نگاهی به لیست پروژه ها بیشتر می شود؛ چرا که غالب طرح ها، که برای حل بحران “تنش آبی” مورد توجه قرار گرفته حفر چاه، انتقال آب از یک حوزه آبخیز به حوزه ای دیگر و در یک کلام باز هم مدیریت سازه محور است. رویکردی که طی 4 دهه ایران را به بحران رسانده است.
بر اساس این مصوبه قرار است در تهران ۹۳ چاه جدید حفر شود و البته این سیاست عجیب در شهرستان ها نیز به عنوان یک راه حل معرفی و تصویب شده است. این در حالی است که سفره های زیرزمینی خالی بوده و هم اکنون در خوشبینانه ترین حالی، حدود ۱۵۵ میلیارد مترمکعب بیشتر از حد استاندارد برداشت داشته و به آبخوانهای کشور بدهکاریم.
چنین سیاست هایی در حالی پی گرفته می شود که اخیرا “کارگروه ملی سازگاری با کم آبی” اعلام کرده که یک چهارم شهرهای ایران دچار تنش آبی است و در چنین شرایطی، اضافه برداشت ها باعث افزایش فرونشست شده؛ در یک دوره ۳ ساله این فرونشست به ۳ برابر رسیده است. با تشدید فرونشست ها، ظرفیت آبخوان ها برای ذخیره از دست خواهد رفت.
این ها در حالی رخ می دهد که به گفته کارشناسان، مناطق مختلف کشور با ورشکستگی آب مواجه بوده و زندگی پایدار در بسیاری از بخش های سرزمینی ایران با تهدید جدی مواجه است. آگاهان حوزه آب هشدار می دهند اگر حکمرانی آب در ایران تغییر نکند در دهه های آینده امکان زندگی در بخش های بزرگی از فلات مرکزی ایران وجود نخواهد داشت و علاوه بر فرونشست، “جنگ آب” و تنش های اجتماعی و سیاسی غیرقابل کنترل بروز خواهد کرد که دیگر با هیچ روشی نمی توان آنها را حل وفصل کرد.